روانشناسی مثبت گرا چیست و چه تفاوتی با روانشناسی زرد دارد
نویسنده:
گیبل و هیدت روانشناسی مثبتگرا را به این صورت تعریف میکنند: مطالعه علمی شرایط و فرایندهایی که در شکوفایی و کارکرد بهینه افراد، گروهها و نهادها شرکت دارند. داینر روانشناسی مثبتگرا را علم مطالعه شکوفایی انسان میداند. شلدون و کینگ نیز در سال ۲۰۰۱ تعریفی از روانشناسی مثبتگرا ارائه دادند. از نظر آنها روانشناسی مثبتگرا چیزی بیشتر از مطالعه علمی تواناییها و فضیلتهای یک انسان معمولی نیست. سلیگمن و همکارانش نیز یک تعریف نسبتاً پذیرفته شده از روانشناسی مثبتگرا ارائه دادهاند. از نظر آنها، روانشناسی مثبتگرا مطالعه علمی تجربیات مثبت، صفات فردی مثبت و نهادهایی است که رشد این تجربیات و صفات را تسهیل میکنند. در نهایت ذکر این نکته ضروری است که لینلی و همکاران با جمعبندی تمام تعاریف موجود، روانشناسی مثبتگرا را بهصورت مطالعه علمی کارکرد بهینه انسان، تعریف کردهاند.
در سال ۱۹۹۸ سلیگمن رییس انجمن روانشناسی آمریکا شد و موضوع روانشناسی مثبتگرا را روی کار آورد. (امروزه سلیگمن پدر روانشناسی مثبتگرا شناخته میشود)
در سال ۲۰۰۲ برای اولینبار کنفرانس روانشناسی مثبتنگر برگزار شد.
در سال ۲۰۰۶ واحد درسی روانشناسی مثبتگرا در دانشگاه هاروارد بسیار معروف شد.
در سال ۲۰۹۹ برای اولینبار کنگره جهانی روانشناسی مثبتنگر در فیلادلفیا با سخنرانی سلیگمن و فیلیپ زیمباردو برگزار شد.
احتمالاً شما نیز در حین جستوجو در فضای مجازی با پستها و پیامهای اینچنینی مواجه شده باشید:
• برای تربیت فرزندت این کارها را انجام بده.
• برای کاهش اضطراب از فلان راهکارها استفاده کن.
• برای دوام زندگی زناشویی با همسرت اینگونه رفتار کن.
• اگر میخواهی مردجذاب/ خانم مستقل/ همسر موفقی باشی، فلان نکات را رعایت کن.
و بسیاری از توصیههایی که معمولاً توجه ما را به خود جلب میکند و ما نیز بدون آن که از صحت محتوای آنهاو علمی بودن این توصیهها مطمئن باشیم، آنان را نقلقول کرده یا در زندگی خود پیادهسازی میکنیم. اینگونه مفاهیم و راهکارها که به مقوله «تراپی» نگاهی غیرتخصصی و غیرعلمی دارند، در حوزه روانشناسی زرد قرار میگیرند
به بیان ساده تر روانشناسی زرد به مفاهیمی گفته میشود که در ظاهر شبیه به توصیههای روانشناسی علمی هستند، اما در حقیقت از اصول علم روانشناسی تبعیت نمیکنند. در دنیا به این نوع روانشناسیِ بیپایه و اساس که از تحقیقات علمی پیروی نمیکند، «Pop Psychology» به معنی «روانشناسی عامهپسند»، یا «Fake Psychology» نیز گفته میشود
این روانشناسانِ دروغین متخصصِ دادنِ «حال خوب موقت و نپرداختن به اصل مشکلات» هستند. در حالی که افراد باید بدانند کنار گذاشتنِ معضلِ اصلی و حل نکردن اصل مشکل، پس از مدت کوتاهی، اوضاع و احوال آنها را بدتر میکند.ما نباید از غم فرار کنیم و باید آن را تجربه کنیم و ریشه غم را پیدا کنیم. غم نوعی هیجان است و کارکرد هیجان در انسان این است که مانند یک چراغ راهنما نیاز و مشکل انسان را یادآوری کند. ما نیز باید با به رسمیت شناختن غم و استرس سعی کنیم ریشه آن را کشف کنیم و ببینیم چه مسئلهای باعث بروز احساساتی مثل غم، استرس یا خشم در وجود ما شده است.
بدین سبب در پایان سفارش اکید و فراوان میشود که از گرایش به حرف های روانشناس نماهای زرد که سخنان آنان از ریشه های علمی و نظریات دانشمندان این حوزه برخوردار نیست خود داری گردد. شاید پرسیده شود آیا راهکاری برای چنین تشخیصی برای همگان وجود دارد؟ آری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران از نظر قانون مسئول تشخیص این مهم است که نقش خود را در قالب پروانه تخصصی اشتغال برای دارندگان حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد به بالا ایفا میکند و از نظر قانون نیز چنین روانشناسان و مشاورانی به عنوان روانشناس و مشاور قانونی و علمی شناخته میشوند و اظهار نظر فردی و گروهی افراد بدون تایید این سازمان غیر قانونی و فاقد اعتبار و روانشناسی و مشاوره زرد به شمار میآید.
